مرسی از comment ها و ببخشید بابت تاخیر update.
امروز میخوام سعی کنم که از این حرفا که تا حالا زدیم نتیجه بگیرم اولین مرحله شناخت مشکله یعنی باید این سوال رو جواب بدیم که چرا ما شاد نیستیم؟ به نظر من اینا میتونن چند تا از دلایل باشن:
1- یه چیزای هست که ما می خواستیم تو زندگیمون بشیم ولی نشدیم (عقیدم اینه که این موضوع بیشتر به خودمون مربوط میشه تا به جامعه و دیگران و نباید کم کاریه خودمونو گردن کس دیگه بندازیم بالاخره همه میدونیم که ظرفیت هر آدمی خیلی بیش از اون چیزیه که داره ازش استفاده میکنه)
2- در خیلی از روزها یه مسئله ای در زندگی روزمره (محل کار، تاکسی، مترو، بانک و .. ) پیش میاد که باعث میشه به هم بریزیم و ناراحت بشیم (این یه عامل مربوط به جامعه و فرهنگ مردم است که با بالا بردن قدرت ذهنی میشه درصد تاثیرش رو کم کرد)
3- برای آدمایی که پولشون از پارو بالا نمیره خیلی تفریحات زیادی وجود نداره (برای اینکه بخواهیم انقدر پولدار شیم معمولا نمیتونیم آدم سالمی بمونیم و معمولا آدمایی که از نظر روحی سالم نیستن در باطن شاد نیستن = پارادوکس)
4- متاسفانه ما اصولا ملت تحت استرسی هستیم و این استرس رو خیلی خوب به هم منتقل می کنیم و آدم تحت استرس نمیتونه شاد باشه (اینم یه عامل بیرونیه ولی میشه با بالا بردن قدرت روحی یه کاریش کرد)
شاید خیلی چیزای دیگه هم بشه به این لیست اضافه کرد که به ذهن من نرسیده باشه به هر حال تو جامعه ما برای شاد بودن باید کالری زیادی بسوزونیم البته این چیز تازه ای نیست برای بدست آوردن خیلی چیزا تو جامعه ما نسبت به جوامع دیگه باید بیشتر انرژی صرف کنیم (البته بیشتر منظور من آدمای تحصیلکرده هستن که می خوان درست هم زندگی کنن)
بصورت خیلی خلاص چند تا راه حل به ذهنم میرسه
1- مغز خود را در دنده خلاص قرار داده و آنرا در اولین سرپایینی می اندازیم سپس به گسترش ارتباط با دیگران و لذت بردن از زندگی می پردازیم
2- چنان در بحر معرفت الهی مستغرق می شویم که طوفان ناملایمات زندگی و رفتار و گفتار عده ای انسان بی قدر ذره ای روح ما را متلاطم نسازد (یک چیزی در مایه های عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست)
3- می توانیم زندگی خود را از دیگران ایزوله کنیم این خود به دو روش امکان پذیر است
الف) روش ذهنی- در این روش با تمرینات ذهنی (ترجیحا یوگا) به چنان قدرت ذهنی میرسیم که خود را همواره در سرزمین ایده آل های خود می یابیم و احدی را به جز آنها که دوست میداریم در این سرزمین راه نمی دهیم
ب) روش فیزیکی- در این روش ارتباط خود را با جامعه و افرادی که عمدتا باعث فرسایش روح می شوند کم می کنیم. برای جلوگیری از دق زودرس پیشنهاد می شود حداقل یک اکیپ 4 نفره را که با آنها معمولا خوشحال هستید، جور کنید. در این راستا شغلهایی مانند کشاورزی و دامداری پیشنهاد می شود
اگه شما هم روشی به نظرتون میرسه لطفا پیشنهاد بدین
ادامه دارد …
Man mesenke raje be hamechi nazar daram na?
Ba in ke ma Irani ha stress ziad darim movafegh hastam. dar haghighat az 4 dalile bala ba 1 va 4 movafegham.
Dar morede inke yek nafar too jame’e ye kari mikone ke adam narahat mishe be nazare man in ham yek chize shakhsie. Masalan fekr kon to resturan neshasti va mize kenarit yek zan o shohar neshastan ba do ta bacheye 5-8 sale. Aghahe dare roozname mikhoone zane paye telephone va bache ha resturan ro roo sareshoon gozashtan. Man dar hamchin mogheyyati narahat misham va hesabi hers mikhoram, bishtar na az saro sedaye bache ha ke az bikhialie maman babashoon. In manam ke injoor chiz ha hersam mide adam haye digei hastan ke ba in chiza kakeshoon nemigaze. Banabar in man in ro ham darooni midoonam.
Nokteye akhar ham inke ba vojoode inke bi/kam pooli aslan khoob nist va baese narahatie adam mishe, vaghti pool dari mifahmi ke oon chizayi ke vaghe’an behet hal midan va shadet mikonan ehtiaj be pool nadaran. mesle ba doostat boodan.
Bazam Benevis
P.N. Raveshe yeket kheyli raveshe khoobie. Man hamishe babam in ro behem tosie mikone va mige bayad habbe betokh… bekhori
اسفندیار عزیز چند تا نکته باحال گفتی که می خواستم نظرمو راجع بهش بگم. در مورد نکته 2 حرفتو قبول دارم یعنی یه جورایی این حرف درسته که قدرت روحی هر فرد با تاثیر دیگران در زندگی روی یک منحنی y=1/x قرار میگیره که محور افقی قدرت روحی انسان و محور عمودی تاثیر دیگران یا عوامل محیطی است وقتی مخرج به سمت بینهایت میل میکنه (قدرت روحی بالا) تاثیر دیگران هم کم میشه.
البته یکی از دلایلی که اینو نوشتم اینه که این مورد برای خودم خیلی پیش میاد و متاسفانه نه من آدمیم که خلاص کنم بندازم سرپایینی نه آدمی که انقدر قدرت روحیم بالا باشه که بی خیال این چیزای که می بینم بشم. البته چیزی که منو ناراحت می کنه در این جامعه خیلی فراتر از سرو صدا در رستوران و یا بی ملاحضه گی مردمه (گرچه میدونم که تو فقط مثال زدی و گرچه این مسائل هم ناراحت کننده است) و تو میدونی که من چی میگم!
در مورد پول هم کاملا باهات موافقم بالاخره زندگی یعنی trade off و مورد سوم یکی از پارادوکس های زندگیه
امروز داشتم فکر میکردم که یکی از روشهای شاد بودن اینه که یه اثر خوبی از خودمون باقی بگذاریم (حتی اگه این اثر گذرا باشه) یه چیزی خلق کنیم فکر میکنم خلقت یکی از بزرگترین موهبت هایی که در وجود همه هست ولی کمتر استفاده میشه
سلام، تولد وبلاگتو تبريک مي گم. اميدوارم هميشه پويا و پايدار باشه و باشي…خيلي خوبه که مي نويسي… من هميشه مي خواستم اين کار رو شروع کنم ولي نمي تونم!
ازمطالبت استفاده کردم … با خلقت و وجود کسي به عنوان انگيزه خيلي موافقم…با انزوا و ايزله شدن از اجتماع نه…
فکر مي کنم آدمها هرچي بيشتر کمال طلب، تماميت خواه و پر انرژي باشن، کمتر خوشحالن…
خيلي ها مي گن خوشحالي تو وجود خود آدمه نه در بيرون، … (معجزه گر در گور خفته است)…هرچي سعي کنيم عادي تر باشيم، مثل همه زندگي کنيم (نه اينکه مثل همه باشيم)، شايد شادتر باشيم…هرچند که ما بچه هاي فني سريع براي هر چيزي دنبال دليل و اصالت مي گرديم، به قول معروف واسه هرچي ميگيم so what؟ … اين خرد لعنتي زمان مستي آدم رو کم مي کنه…
و ميدونم که دوست داشته شدن، عشق ورزيدن، رشد کردن، ساختن، پيروز شدن، بهترين بودن … همش باعث خوشحال شدن مي شه، ولي نمي دونم کدومشون باعث خوشبختي مي شه… خوشبختي يعني يه خوشحاليه دائمي…